تبليغاتX
حدیث نامکرر - بی ربط

 

خانوم دکتر ابروهایش را برد بالا گفت :"تموم شد؟ "

گفتم آره ولی جون منم باهاش تموم شد. روز دفاع حتما می میرم شک نکنید.

خندید، گفت "از تو توقع ندارم از این حرفها بزنی دختر گنده. "

چرا از من توقع نداره؟ اصلا هم گنده نیستم خیلی هم کوچولویم.

خیلی هم لوسم. خیلی هم... خیلی هم... خیلی هم ... هیششششش

 

از "از تو انتظار می رود" بدم میاد از "چرا؟ " هم بدم میاد.

 

به نظر شما  dance me to the end of love رو باید چی ترجمه کرد من دلم می خواد بگم برقصان مرا تا ته عشق. اما dance  متعدی نیست. شاید باید بگم برقص با من تا ته عشق اما دوست ندارم اینو، اونو دوست دارم.

 

می گم خوب من می دونم چی نمی خوام اما نمی دونم چی

می خوام؟  بعد از یه مکث می گی  "درس ما هنوز به اینجا نرسیده. "

 

امروز یک شنبه بود فردا دوشنبه است پس فردا سه شنبه است پس پس فردا چهارشنبه است بعدش پنج شنبه ست بعدش هم جمعه و هفته تمام می شود به همین راحتی.

 

مسخره نیست برای همچین پست بی ربطی یک پی نوشت بی ربط بنویسم؟! خوب مسخره باشه که باشه.

 

پی نوشت بی ربط: حرفی بزن، پیش از آن که دهان گشاد این کوچه بن بست مرا ببلعد.

 

پی نوشت پر ترانه:  

And if you want me
You can find me
Left of center
Wondering about you

From “left of center” by suzanne vega

 

گول لینک رو نخورید فقط 40 ثانیه از ترانه را می توانید دانلود کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 19:40  توسط آزاده   |