"سه تار بزند"
دلم می خواهد کسی برای دل من سه تار بزند
ودلم سه تار بزند
وچقدر دلم می خواهد که
دلم بزند.
بیژن نجدی ( از کتاب خواهران این تابستان)
ترجیح می دهم بندری باشم برای تو
بندری که پس از سفرهای دور و درازت
در آن پهلو گیری
و زمانی هر چند کوتاه بیاسایی
زمانی هر چند کوتاه
به کوتاهی یک بوسه حتا
ترجیح می دهم بندری باشم برای تو
تا لنگری فرو افتاده
که تو را از رفتن باز می دارد
تنها تو را قسم به باد که می پیچد در دل بادبانها
قطب نمایی که کشتی را به بندر باز می رساند
گم نکن.
پنج شنبه هشتم اردی بهشت
پی نوشت 1: سین عزیزم دوباره نگاه کردم نوشتم فکر می کنم کار ساده ای باشد حالا هم کاری ندارد حرفم را پس می گیرم : آقایان و خانمها اینکه یکی را عاشق خودت کنی اصلا کار ساده ای نیست خوب شد.
پی نوشت 2: سین من این روزها غمین است و آسمان چشمانش بی بهانه ابری می شود می دانم دوباره باد می آید ابرهای سیاه می روند و باز از ته دلش می خندد اما هرگز دوباره آن سین دیروز نمی شود چیزی در او دگرگون شده است . فقط می خواهم به او بگویم به شجاعتش غبطه می خورم به اینکه بی هراس از غرق شدن به این دریای طوفان زده بی کنار زده است و می خواهم بگویم فکر نکن دست تهی باز گشته ای خوب که نگاه کنی می بینی دستانت تا چه اندازه پر است.
پی نوشت 3: استاد گلم خانم رنجبر پور نمی دانم هنوز هم نوشته هایم را در اینجا می خوانید یا نه. بهر حال روزتان مبارک باشد صد سال زنده باشید و سالم و سلامت. از شما به خاطر همه چیز متشکرم شما به من یاد دادید خودم را باور کنم ، باور کنم که می توانم و توانایی توانستن دارم. متشکرم چه لغت کوچکی ست برای تشکر از شما . استاد صدیق، استاد بهرامی و حالا دکتر فرحزاد من همیشه از استاد شانس آورده ام . خدایا سپاس
پیمان نامه
برداشت اول و دوم اسم دو آلبوم از موسیقی فیلمهایی ست که پیمان یزدانیان آهنگساز آنها بوده است . در جلد نوار دربارهء او نوشته است: " پیمان یزدانیان متولد سال 1347در تهران و فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است " و اینکه فراگیری پیانو را از کودکی آغاز کرده و در کنسرواتور وین و گراتس دوره های تکمیلی آموزشی و یک دوره پیشرفته در مارسی و کجا کجا و کجا گذرانده است ( خودتان آلبوم را بخرید تویش را بخوانید دیگه ) .
برداشت اول موسیقی متن فیلمهای آب و آتش ، از کنار هم می گذریم و باد ما را خواهد برد است که من فقط آب و آتش را دیده ام .برداشت دوم موسیقی متن فیلمهای ایستگاه متروک، شبهای روشن و فرش باد می باشد. هر سه فیلم را دیده ام هر سه جزو فیلمهای محبوب من هستند انقدر که نمی توانم بگویم کدام را بیشتر دوست دارم. اما به چشم من یا شاید بهتر است بگویم به گوش من زیبایی و گوش نشینی آهنگها از دل فیلم بر نمی آید یا حداقل به آن وابسته نیست بلکه هویتی مستقل دارد. من هیچ سازی بلد نیستم پرده ها رانمی شناسم نمی دانم کدام قطعه کلاسیک متعلق به کدام آهنگساز است حتا گاهی نمی توانم تشخیص بدهم این صدا در دل آهنگ متعلق به کدام ساز است فقط بلدم بشنوم و لذت ببرم یا نبرم. به گوش من آهنگهای یزدانیان شگفت انگیز و جادویی اند. آهنگهای یزدانیان چهارفصلند، بهار، پاییز، تابستان و زمستان همه در آهنگهایش حضور دارند. گاهی فکر
می کنم او آهنگهایش را نمی سازد بلکه این آهنگها جایی در هوا جاریند و او آنها را کشف می کند، مثلا آهنگ چشمهای مردی منتظر، آهنگ دل چشم بادامی دخترکی که دلش برای مادر مرده اش تنگ شده، آهنگ دستهایی که می بافد و نقش می زند، آهنگ پای زنی که می گریزد، آهنگ خندهء بچه هایی که هنوز ته دلشان را گم نکرده اند و آهنگ من... نمی دانم این از خاصیت شدیدا تصویری آهنگهاست یا تخیل سه بعدی من که در تمام آنها خودم را می بینم، می بینم دارم در یک خیابان درختی ، خیس از باران و خلوت خلوت می روم ،می روم، می روم . و انتهای خیابان پیدا نیست. هوم نمی دانید چه حالی دارد رفتن در این خیابان. یک خیابان مال خود خودت.
وقتی می گویم این آهنگها جادویی اند باور کنید، وقتی بغض سمج بد پیله چسبیده باشد ته گلویتان و راه نفستان را بند آورده باشد اشکتان را در می آورد و خلاص می شوید. وقتی از شادی در پوستتان جا نمی شوید بلندتان می کند و می رقصاندتان. و وقتی بداخلاق و غرغرو و بی حوصله شده باشید با شما مدارا می کند.
هرچند شاید این آهنگها فقط روی من انقدر تاثیر داشته باشد اما امتحانش که ضرر ندارد. من قبل از اینکه برداشت یک را شنیده باشم یک مصاحبه از یزدانیان خوانده بودم و در دل گفته بودم عجب آدم بامزه ای ست و وقتی در نمایشگاه کتاب پارسال رفتم نشر هرمس که باراد را بگیرم ( این باراد هم نوار خیلی قشنگی ست به خصوص یک آهنگ دارد : "در هر رگ من خون غم جاریست " که حرف ندارد) آره رفتم که باراد را بگیرم و داشتم نگاه می کردم ببینم دیگه چه خبر که برداشت را دیدم اما هنوز گفته نگفته بودم که آن آقاهه برداشت را گذاشت روی میز و گفت اینم ببرید خوشتون میاد. حالا من هم مثل آقاهه به شما پیشنهاد می کنم برداشتها را بخرید حتا اگر مثل من بی پول نیستید سی دی اش را بخرید و از طرف من هم حالش را ببرید.
دلم می خواهد به آقای یزدانیان بگویم راه را درست آمده و من دعا می کنم درست ادامه بده . و این دعا بیشتر از سر خودخواه یست چون از همین حالامنتظرآلبوم بعدیم.
پی نوشت 1: آقای حاتمی کیا یک بار در یکی از مصاحبه هایشان گفته بودنداگر بدانم این حرفی که می خواهم در فیلم بزنم غیر ازخودم تنها حرف یک نفر در کل جهان باشد و تنها بر دل همان یک نفر بنشیند من آن حرف را می زنم . حالامن فکر می کنم حتا اگر آهنگهای یزدانیان تنها و تنها بر دل من یک نفر این طور بنشیند و تنها من را در این دنیای بزرگ این سان یاری کند همین هم خودش خیلی ست هرچند مطمئنم این طور نیست.
پی نوشت 2: آقای رضوان شما همیشه اینطوری مهمان دعوت می کنید بابا من به کدام آدرس بیایم به شما سربزنم. اگر کسی این آقای رضوان را می شناسد یا پیغامم را برساند یا آدرسش را بدهد بی زحمت.
پی نوشت3: شیرینی دلم برات تنگ شده برام شیخ حسن نصرا... آوردی؟
پی نوشت4: این مطلب را 14 فروردین با خودکار سمیه سر کلاس دکتر میم نوشتم . از همکاریش متشکرم.